مصاحبه با کمک راهنمای محترم همسفر خانم محبوبه به مناسبت تجلیل از ایشان
یکشنبه 23 شهریور 1399 ساعت 05:30 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر ملیحه لژیون 25 C60 | ( نظرات )
(فرمانبرداری، آموزش، خدمت )

مصاحبه با کمک راهنمای محترم همسفر خانم محبوبه به مناسبت تجلیل از ایشان 




برای من واقعا چیزی بهتر از کنگره نبود و این را یک توفیق خیلی بزرگ می دانم خداوند لیاقت به من داد که در این مسیر بمانم و این دوره را تمام کنم...

 

کمک راهنمای محترم همسفر خانم محبوبه از نحوه آشنایی خودشان با کنگره این طور بیان کردند که:

سلام دوستان محبوبه هستم همسفر

از شما خیلی ممنونم که برای من وقت گذاشتید. بنده سال 88 وارد کنگره شدم. آنتی ایکس مصرفی مسافرم در آن زمان کراک بود و سال 90 به رهایی رسیدیم. اکنون 9 سال است که آزاد و رها هستیم. کمک راهنمای خودم سرکار خانم نفیسه احمدی و کمک راهنمای مسافرم جناب آقای حسین الوانی بودند که از هر دوی آنها کمال تشکر را دارم. مسافر من پسرم بود که سال 88 از ما و همه چیز و همه جا نا امید شده بود. به همین دلیل ترک منزل کرد و ما به مدت دو هفته از او هیچ اطلاعی نداشتیم. من در مدت آن دو هفته خیلی حال بدی داشتم. به هر دری زده بودیم، حتی سم زدایی هم کردیم. تقریبا دو سال بود که متوجه شده بودیم پسرم یک مصرف کننده است و در این مدت هر کاری کردیم ولی بی فایده بود. وقتی که پسرم به منزل برادرش در تهران رفت به طور کامل ارتباطش را با ما قطع کرد و جواب تماس های ما را نمی داد. من برای کمک به پسرم با همه جا تماس گرفتم. تا اینکه یک روز بهزیستی تهران شماره کنگره 60 را به من داد. وقتی تماس گرفتم، آنجا آدرس شعبه اصفهان که آن موقع در ارغوانیه بود را دادند. خوشبختانه همان جلسه اول که رفتیم مسافرم گفت من مطمئنم که اینجا اعتیاد من به امید خدا تمام می شود و ما به این طریق با کنگره آشنا شدیم.

 

لطفا بفرمایید قبل از آمدن به کنگره در چه شرایطی قرار داشتید؟ وضعیت شما چطور بود و امروز این شرایط چقدر تغییر کرده و چگونه شده است؟

شرایط روحی خیلی بدی داشتم فکر می کردم دنیا به آخر رسیده و همه چیز تمام شده که پسر من مصرف کننده مواد شده است، الان هم متوجه نیست چه اتفاقاتی ممکن است برایش رخ دهد و یا سر خانواده چه بلایی بیاید. وقتی به کنگره آمدم تا مدت ها نمی توانستم خودم را جمع کنم، شاید می توانستم چند کلمه ای در لژیون صحبت کنم یا یک سی دی بنویسم، ولی خیلی سخت بود که بتوانم خودم را پیدا بکنم، یعنی پذیرش نداشتم. این که آدم پذیرش نداشته باشد واقعاً نمی تواند خود را پیدا کند ولی خدا را شکر آرام آرام متوجه شدم که مشکلات همیشه هست و به هر حال من باید بپذیرم. الان در کنگره با این حرکتی که انجام دادیم با وجود راهنمایی های آقای مهندس الحمدالله در شرایط خوبی هستم. گرچه مشکلات هنوز هم هست  ولی در هر دوره و فصلی از زندگی باشم شرایط را می پذیرم. از آقای مهندس سپاسگزارم.


با آن شرایطی که وارد کنگره شدید، چه چیزی باعث شد که در کنگره پایبند شوید و مسیر را ادامه بدهید تا این که امروز  یکی از خدمتگزاران صدیق کنگره باشید؟

نیاز به آموزش و یادگیری بود، هر موقع به خودم نگاه می کنم می بینم چقدر عقب هستم، چقدر بلد نیستم و به خاطر همین بود که احساس نیاز به یاد گرفتن داشتم. قطعاً در آن شرایط سخت هم تمام تقصیر را با خودم می دانستم و می گفتم اگر کار من درست بود زندگی من به این جا نمی کشید و حتماً من بلد نیستم. نیاز به یادگیری بود که مرا پایبند کنگره کرد، خدا را از این بابت شکر می کنم و در ادامه هم علاقه به خدمت بود که همیشه در من وجود داشت و الحمدلله در همه افراد کنگره این علاقه به خدمت وجود دارد ولی آقای مهندس بیان کردند که فرق خدمت و عمل سالم، با خدمت و عمل به ظاهر سالم زیاد است، یعنی متوجه شدم که شاید من  خدمت می کردم ولی خدمتم سالم نبود. اگر خدمتم در زندگی سالم بود قطعاً کارم به این جا کشیده نمی شد و وضع زندگی ام به این جا نمی رسید. می خواستم در مورد عمل سالم و عمل به ظاهر سالم صحبت کنم: عمل سالم و کار خوب، عملی است که به جا انجام گیرد، یعنی شایسته باشد و زمانی آن کار را انجام بدهی که مناسب باشد. چون خیلی از کارها خوب است ولی به جا نیست. قضیه همان نابینایی که آقای مهندس مثال می زنند که یک نفر فرد نابینایی را از خیابان رد کرد، نابینا ناراحت شد و گفت: من اصلاً نمی خواستم از خیابان عبور کنم چرا تو مرا به این طرف آوردی؟ عملی که به ظاهر خوب باشد خدمت محسوب نمی شود و کار خوب به حساب نمی آیدو اگر از این به بعد خواستم خدمتی انجام دهم، با آن به خودم و دیگران ضربه نزنم.


فکر می کنید، چقدر در راه اجرایی کردن آموزش های کنگره در زندگی خودتان موفق بوده اید؟ آیا تجربه ای در مورد اجرا نکردن آموزش ها و گرفتن درس و تجربه از آن دارید که برای ما تعریف کنید؟ 

بله، متاسفانه جاهایی بود که نتوانستم آموزش ها را اجرا کنم و قطعاً نفهمیدم، چون اگر انسان بفهمد و درک کند حداقل در آن موضوع اشتباه نمی کند ولی من هر مشکلی که پیش آمد فهمیدم این قسمت از آموزش ها را متوجه نشده ام. امیدوارم این مسائل کمتر پیش بیایند، یعنی درک من بیشتر شود. آموزش های کنگره واقعا ناب هستند و یک تلاش همگانی است و همه در حال کمک کردن هستند تا یک نفر بتواند خودش را بشناسد و حرکت کند، قطعاً من هم باید خیلی بیشتر روی خودم و آموزش ها کار کنم.


چه آموزشی در شما باعث شد که همچنان در جایگاه کمک راهنمایی لذت و انژری خودتان را داشته باشید و در عین حال همان آرامش مثال زدنی شما که همه در شعبه راجع به آن صحبت می کنند، چه چیزی باعث شد که شما همچنان آن لذت را ببرید؟

خانم ملیحه جان اینکه شما عرض می کنید چه آموزشی؟ آموزش کنگره و دروس کنگره! که بسیار عالی هستند ولی آنچه که باعث می شد من بتوانم در جایگاه کمک راهنمایی ادامه بدهم و پایبند کنگره باشم در واقع به خاطر خودم بود، حالا در کنار آن خدمت هم بود ولی اصل مطلب این بود که فکر می کردم من خیلی عقب هستم، خیلی نابلد هستم، تمام این نابلدی ها و عقب بودن من باعث زمین خوردن من شده بود و این بود که هیچ وقت حاضر نشدم از کنگره بیرون بروم و هیچ وقت نگذاشتم این بند قطع شود و به امید خدا نخواهم گذاشت و در ادامه باید بگویم که وقتی یاد می گرفتم در مورد دیگران نظر ندهم یا قضاوت نکنم و فقط به خودم بپردازم چون در کنگره هم مثل هر جای دیگر مشکل وجود دارد همین جور که خوبیهای خودش را دارد مشکلات هم دارد در واقع همه ما انسانها خطا می‌کنیم، در کنگره هم ممکن است خطا بکنیم، خوب من هم می دیدم این جور نبود که خطاها را نبینم، اشتباهات را متوجه نشوم، مثل خودم که خیلی اشتباه داشتم ولی اینکه کنگره دائم گوشزد می کرد که قضاوت نکنید، نظر ندهید فقط به خودتان بپردازید، من هم نه این که بگویم سعی می‌کردم، نه، در واقع نمی خواستم ببینم و اگر اشتباهی هم می دیدم می گفتم اگر قرار است کسی نظر بدهد و در این موارد قضاوت کند بزرگان کنگره هستند. من در جایگاهی نیستم که بخواهم نظر بدهم یا کسی را قضاوت کنم.


بزرگترین تجربه و درسی که خانم محبوبه را به انسانی متین و آرام و درختی پربار تبدیل کرده کدام آموزش کنگره بوده است ؟

متانت، آرامش، درخت پربار بودن؟ من چنین چیزی در خودم نمی بینم، جزء صفات من نیست، ان شاالله همینطور که از زبان شما می‌شنوم به واقعیت بپیوندد و بتوانم یک مقدار در زندگیم بار سالم داشته باشم وبه خودم کمک کنم بتوانم به ذره ای ازآن تزکیه که لازمه هر انسانی هست برسم و خودم را به هر حال پالایش کنم، ولی اینکه می گویید بزرگترین درس، برای من بزرگترین درس این بود که یاد گرفتم البته کمی یاد گرفتم مشکلات را بپذیرم و این کم هم برای من زیاد است.چون این پذیرفتن فقط به زبان نیست شما حتما به این موضوع رسیدید که فقط به زبان نیست که بگوییم مشکلات را باید پذیرفت، واقعا پذیرفتن مشکلات خیلی سخت و خیلی دردناک است، که انسان مشکل را ببیند و در واقع بفهمدکه مشکل از جانب خود اوست، این زخم، این بیماری، این درد، این مشکلی که مثل یک تومور زندگی او را فرا گرفته مقصر خودش است و یا حتی دیگری مقصر است، پذیرفتن این مسئله خیلی سخت است ولی خدا را شکر تا یک حدی آموختم که بپذیرم و از این بابت هم خوشحال هستم که مشکلات را قبول می کنم و این خیلی در زندگی مؤثر است، وقتی انسان قبول داشته باشد که مشکلات همیشه هست، اضداد همیشه وجود دارند، اگر نباشند اصلا زندگی قشنگ نخواهد بود  فکر می کنم این بود که توانسته یک مقدار مرا آرام کند.


در آینده چه هدفی برای ادامه دادن آموزش های کنگره دارید به طوری که در این مسیر متوقف نشوید؟ فکر می کنید تا چه زمانی به کنگره نیاز دارید؟

اولین هدف برای من، ادامه دادن به گوش کردن و نوشتن سی دی ها است. زیرا اگر در کنگره باشیم و حتی شال خدمت هم داشته باشیم ولی سی دی ها را گوش ندهیم، باز آن پیش نیاز را انجام نداده ایم. پیش نیاز هر خدمتی در کنگره نوشتن و خواندن مستمر است. چون ذره ذره روی انسان اثر می گذارند. امیدوارم بتوانم سی دی های سال های قبل را نیز بنویسم. موضوع دیگر این که انشاالله توفیق خدمت در لژیون سردار ادامه دار باشد و من عضو این لژیون باقی بمانم و خدا در این راه به من کمک کند. و هر کمک و خدمتی که از دستم بر آید و در هر جایگاهی که مرا صدا کنند، به روی چشم انجام خدمت می کنم. من همیشه به کنگره نیاز خواهم داشت چه در این جهان و چه در جهان های بعد. کنگره کلاس درس خودشناسی و خودسازی است. و همیشه و هر جا به این آموزش ها نیاز هست.


طبق آموزش های کنگره، انسان ها جهت آموزش و خدمت به این جهان آمده اند. از نظر شما چرا این دو پارامتر باید جهت تکامل انسان در کنار هم باشند؟ 

خیلی خیلی به نکته مهم و جالبی اشاره فرمودید. آقای مهندس فرمودند در این مورد فرموند: انسان ها جهت خدمت و آموزش به این جهان آمده اند. من قبل از ورود به کنگره این را نمی دانستم و چیزهای دیگری مد نظرم بود. با این که به کلاس رفتن و آموزش گرفتن علاقه داشتم ولی فکر می کردم که این به خاطر علاقه من است و وظیفه ای است که باید انجام بدهم، ولی این جمله مثل تمام جملات و صحبت های آقای مهندس خیلی اثرگذار بود، واقعا آموزش و خدمت در این دنیا چیزهایی هستند که دائما در مسیر حرکت انسان هستند. انسان برای هر چیزی باید آموزش ببیند، برای درست زندگی کردن باید آموزش دید. من این همه مشکل داشتم، چون آموزش ندیده بودم. کلاس می رفتم و خیلی هم تلاش می کردم، اما با به وجود آمدن این مشکل فهمیدم که هیچ آموزشی نگرفته ام، فقط یک رفت و آمد، خواندن و امتحان دادن بوده است. هر حرکتی در زندگی انسان در راستای خدمت و آموزش است در همان مسیر متوجه می شود که آموزش گرفته یا نگرفته است؟ متوجه می شود که خدمت کرده یا نه؟ یا چه طور باید خدمت کند. من فهمیدم که تا الان خودم را معطل کرده بودم، چون خیال می کردم برای مسائل دیگر به این دنیا آمدم. خدمت و آموزش لازم و ملزوم هم هستند، یعنی اگر من آموزشی را دریافت کردم حتما باید آن را در قالب خدمت به دیگران ارائه بدهم و اگر می خواهم خدمت کنم، حتما باید قبل از آن آموزش گرفته باشم تا در انجام خدمت به خطا و اشتباه نروم تا خودم و دیگران را دچار رنج و مشکل نکنم، یعنی باید آموزش ببینم تا به آن پختگی برسم و خدمت درستی را انجام بدهم. واقعا رسیدن به پختگی برای خدمت، به آموزش نیاز دارد. 


به نظر شما چه چیزی باعث توقف حرکت یک همسفر و درجا زدن او در کنگره می شود و به قول دیده بان تحقیقات؛ آقای خدامی باعث می شود که در یک نقطه گیر کند؟ شما برای نجات دادن از این نقطه و رد کردن دست انداز های مسیر یک همسفر چه پیشنهادی دارید؟ 

به نظر من آن چه که باعث توقف یک همسفر می شود همت نکردن برای یادگیری است، چون اگر همت نکند که سی دی گوش بدهد، ننویسد و یادداشت برداری نکند قطعا بعد از مدتی از کنگره زده می شود و دچار توقف می شود. گاهی کنگره را دوست دارد ولی دچار سرگشتگی و توقف می شود و واقعا مجبور می شود از کنگره کناره گیری کند. این تاکید دائمی همه کمک راهنماهاست که باید بنویسید و بخوانید. سی دی ها را گوش کنید، بنویسید و یادداشت برداری کنید، کتاب ها و جزوات را مطالعه کنید، در حقیقت فرمانبردار باشید. اگر همسفر فرمانبردار نباشد قطعا گیر می کند و دچار خلاء می شود و در کل می توانیم بگوییم چیزی که باعث می شود تا همسفر در یک نقطه نماند و حرکت کند فقط فرمانبرداری از قوانین و دستورات کنگره است، دستورات کمک راهنما همان دستورات آقای مهندس است. شرکت در جلسات و لژیون جزئی از فرمانبرداری همسفران است. 

سوال مشترکی را از همه کمک راهنماهایی که تجلیل شده اند، پرسیده ایم که؛ اگر قرار باشد به عملکرد خودتان در جایگاه کمک راهنمایی نمره بدهید، شما به خودتان چه نمره ای می دهید، اگر مبنای عدد 20 باشد؟ چرا این نمره را می دهید؟ 

در حقیقت نمی توانم به خودم از نظر عدد و رقم نمره بدهم، اما در کل راضی هستم. از این که خداوند کمک کرد و من توانستم این مسیر و دوره را تمام کنم خوشحال هستم و خدا را شکر می کنم. با وجود مشکلات زیادی که در مسیر بود اما هیچ وقت فکر نکردم از این خدمت بیرون بیایم. حتی اگر بعضی از کمک راهنمایان شعب دیگر می گفتند به دلیل مشکلات می خواهند خدمت را تحویل دهند، به آنها می گفتم آیا چیز بهتری هست که بتوان جایگزین کنگره کرد؟ اگر چیز بهتری هست آن را انتخاب کنید و به دنبال آن بروید ولی برای من واقعا چیزی بهتر از کنگره نبود و این را یک توفیق خیلی بزرگ می دانم. خداوند به‌ من لیاقت داد که در این مسیر بمانم، این دوره را تمام کنم و راضی هستم. شاید پاداش من همین راضی بودنم هست و این خودش یک پاداش بزرگ است که به کمک راهنما داده می شود.


بفرمایید چه آموزشی داشت برای شما بخشیدن در کنگره که چندین سال است، عضو لژیون سردار می باشید و همیشه در این مسیر بخشیدن مال در کنگره 60 جزء پیش قراولان بودید؟

البته که جمع بندی آموزش ها باعث می شود انسان به آن بخشیدن از مال هم برسد. من تک برادری داشتم که بسیار انسان شایسته و وارسته ای بودند و من مدام به برادرم می‌گفتم به کنگره  بیایند و با آقای مهندس دیداری داشته باشند، تااینکه دچار بیماری شدند و با بیماری نزد آقای مهندس آمدند و بعد از دو یا سه ماه که با کنگره آشنا شده بودند از دنیا رفتند. بعد از مهاجرت برادرم این جرقه در من خورد که عضو لژیون سردار بشوم، با خودم فکر کردم اگر کنگره بیشتر شناخته شده بود برادر من هم زودتر به کنگره می آمدند و درمان می شدند، تصمیم گرفتم که من هم جزء کوچکی از لژیون سردار بشوم تا بتوانم یک کمکی به انسانهای دردمند و رنج کشیده بکنم. زیرا یک بخش بزرگ کنگره تعلق به درمان بیماری ها دارد. با روش DST چه در جسم با استفاده از شربت OT؛ و چه در تفکر و جهان بینی باعث درمان بیماری ها می شود که در بسیاری از مسافران این اتفاق افتاد و بیماریهای دیگر آنها هم همراه با درمان اعتیاد درمان شد


بزرگترین آرزوی یک کمک راهنمایی که تجلیل می شود چیست؟ و چه افکاری در سر می پروراند؟ 

این که بتواند خودش را درست کند این مدت خیلی ذهنم را مشغول می کند. خیلی به این فکر می‌کردم مسیری را بروم که بتوانم خودم را درست کنم. نمی دانم چطور بیان کنم که در این مدت چه حالی داشتم، فقط اینکه فکر می کنم چقدر باید به خودم بپردازم و چقدر باید از ذهن و فکر خودم مراقبت کنم و چقدر باید تلاش کنم که بتوانم این ادامه زندگی را درست پیش ببرم و یک مسئله دیگر که خیلی فکر یک کمک راهنما را مشغول می‌کند این است که به فکر رهجوهاست که این مدت با آنها بوده، راهنما دوست دارد که رهجوها بتوانند زود خود را پیدا کنند و به حال خوش برسند و متوجه بشوند حال خوش این نیست که انسان مشکلی نداشته باشد که بتواند حال خوشی داشته باشد.


طبق تجربیات شما کمک راهنمای گرامی، یک همسفر در کنگره باید چگونه از آموزشهایش وتغییراتش محافظت کند که این تغییرات مقطعی و کوتاه مدت نباشد و بتواند این تغییرات را برای همیشه در زندگی اش نهادینه کند؟

باید به وصل رسیده باشد یعنی وصل شده باشد. منظورم این نیست که یک آدم خوب یا فرزانه ای شده باشد، نه، منظورم از رسیدن این است که فهمیده باشد با این آموزشها است که می تواند دایم در حال تغییر و تحول روحی مثبت باشد، اگر رسیده باشد و وصل شده باشد مگر می‌شود رها بکند و اگر رها بکند باعث تعجب است، یک نفر بیاید از اعتیاد رها شود آموزش ببیند و آموزش هم بدهد بعد همان آدم اول شود، مگر چنین چیزی ممکن است، مگر اینکه نفهمیده و نشناخته باشد که اگر متوجه نشده باشد، نمی تواند کمک راهنما شود و دوره اش را تمام کند ولی اگر فهمیده باشد و کمک راهنما هم بشود، می ایستد و ادامه می دهد و نمی گذارد که به دوره کمک راهنمایی محدود شود. البته منظور این نیست که حتما کمک راهنما بشود چون بعضی ها آموزشها را خوب می گیرند ولی به دلایل کاری یا مسایل دیگر وقت این کار را ندارند که کمک راهنما باشند.


آیا بین خدمتهای کنگره تفاوتی هست یا نه ؟ و فکر می کنید از بین خدمتهای کنگره کدام یک از خدمتها آموزش بیشتری دارد؟

از وقتی رها شدیم به خودم گفتم، فقط کمک راهنما می شوم و خدمت های دیگر برای جوان ها باشد، البته این فکر اشتباه بود بعدا متوجه شدم، در واقع کسی که در کنگره است در هر شرایط سنی که باشد باید از همه یا بعضی از خدمت ها استفاده کند. از نظر من شاید فرق زیادی بین خدمت های کنگره نباشد ولی اغلب افراد در کنگره که کمک راهنما هستند و خدمت های دیگر را هم تجربه کردند، وقتی از لذت خدمت کردن در کنگره می گویند؛ به خدمت کمک راهنمایی که می رسند؛ می گویند: خصوصا خدمت کمک راهنمایی.


دوست داشتید ما از شما چه سوالی را بپرسیم که بین سوالات نبود و خودتان دوست دارید راجع به آن موضوع صحبت کنید و می تواند جزء کلام آخر هم باشد؟ 

دلم می خواهد به عنوان کلام آخر این را بگویم که باید خیلی قدردان کنگره باشیم، از این آموزش ها استفاده کنیم و مواظب نیروهای بازدارنده و موانع باشیم، چون همیشه سر راه ما هستند تا ما را از این مسیر دور کنند ولی ما باید خودمان را دریابیم و قدر آقای مهندس عزیز و کنگره را بدانیم. به آقای مهندس عزیز خدا قوت و خسته نباشید می گویم. امیدوارم سایه ایشان سال های سال با سلامتی بر سر کنگره مستدام باشد. این افتخاری بود که نصیب ما شد که با کنگره آشنا شویم و آقای مهندس را بشناسیم. ایشان این خیل عظیم را رهبری کردند تا به رهایی برسند. امیدوارم این رهایی قسمت همه مصرف کنندگان مواد مخدر شود. رهایی بیشتر در مسافران و همسفران قطعا ایشان را بیشتر خوشحال می کند. برای ایشان و خانواده عزیزشان آرزوی سلامتی، طول عمر، موفقیت و خوشبختی دارم. برای همه اعضای کنگره 60 آرزوی سلامتی و موفقیت می کنم. مخصوصا از خدا می خواهم که مصرف کنندگان هر چه زودتر وارد کنگره شوند و سفر اولی ها وارد سفر دوم شوند.

 

از شما سپاسگزاریم که فرصت خود را در اختیار سایت قرار دادید.

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه؛،


لینک های مرتبط: مصاحبه،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر زهرا لژیون نوزده چهارشنبه 26 شهریور 1399 11:03 ب.ظ
سلام وخدا قوت خدمت خانم محبوبه عزیز.این خدمت صادقانه و عاشقانه رو بهتون از صمیم قلب تبریک میگم واز خدواند بهترین ها را برایتان خواستارم .
سه شنبه 25 شهریور 1399 08:59 ق.ظ
سلام و خداقوت عرض میکنم خدمت کمک راهنمای عزیزم
خیلی لذت بردم از مصاحبه ی عالی تون ، واقعا آموزنده بود.
انشاالله که سرآغازی نو در جایگاههای بالاتر خدمت ببینم تون و برکت خدمت صادقانه ی شما در کنگره و آرامشی که به من و دیگران دادید در زندگی تون جاری باشد.
برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم در هر کجا که باشید.
تشکر میکنم از همه ی عزیزان خدمتگزار در سایت.
همسفر محبوبه لژیون بیستم دوشنبه 24 شهریور 1399 11:56 ب.ظ
سلام و عرض ادب خدمت خانم محبوبه عزیز و دوست داشتنی
من همیشه با دیدن شما درشعبه آرامش میگریم و خیلی دوستتون دارم انشالله هرجاهستید تن درست باشید تبریک میگم وامیدوارم شما را در جایگاه های بالاتری ببینم
همسفر نفیسه لژیون یکم دوشنبه 24 شهریور 1399 09:55 ب.ظ
باسلام
خدا قوت خدمت خانم محبوبه عزیزم واقعا که شما دارای چهره ای آرام هستید و این نشان از آرامش درون شما دارد.
از مصاحبه ی شما بسیار لذت بردم و تجربیات شما برایم آموزش داشت خانم محبوبه جان
آغازی جدید رو خدمتتان تبریک میگویم انشالله برکات چندین سال خدمت کمک راهنمایی در کنگره در زندگیتان جاری و ساری باشد
تشکر از گروه مصاحبه کننده و خانم ملیحه عزیزم
همسفر حلوه لژیون ۲۴ دوشنبه 24 شهریور 1399 09:07 ب.ظ
خداقوت و تبریک خدمت خانم محبوبه عزیزم که خالصانه و عاشقانه خدمت کردند.
همسفر ملیحه لژیون نوزده سلمان فارسی دوشنبه 24 شهریور 1399 09:03 ب.ظ
سلام و خدا قوت خدمت خانم محبوبه عزیز مصاحبه بسیار عالی و آموزنده بود امیدوارم در جایگاههای بالاتر خدمت کنید.
تشکر از خانم ملیحه عزیز و خدمتگزارن سایت
همسفر زهرا لژیون ۲۲ دوشنبه 24 شهریور 1399 11:37 ق.ظ
عرض سلام وادب به عزیزترین انسان زندگیم ،امیدوارم تا بی نهایت در صلح وآرامش وسلامتی باشید وبرکت این عمل عظیم در زندگیتان جاری باشد
همسفرمریم ل۲۴ یکشنبه 23 شهریور 1399 11:26 ب.ظ
سپاسگزارم از خانم محبوبه عزیز که آرامش ومهربانیشان همیشه در ذهن من میماند انشاالله هرجا که هستین موفق و پاینده باشید
همسفر فرشته شیخ بهایی یکشنبه 23 شهریور 1399 10:10 ب.ظ
خانم محبوبه عزیز به شما تبریک عرض میکنم برای به پایان رساندن چهارسال خدمت صادقانه کمک راهنمایی همیشه از آرامش و مهربانی مادرانه شما لذت میبردم
امیدوارم آغازهای بسیار خوبی در انتظارتان باشد
خدا قوت خدمت خانم مهدیه عزیز برای مصاحبه عالی
یکشنبه 23 شهریور 1399 09:47 ب.ظ
عرض سلام و احترام خدمت خانم محبوبه عزیز..
پایان خدمت عاشقانه شما مبارک باشه، من اولین روز ک به شعبه سلمان فارسی اومدم با شما روبرو شدم و به من لبخند زدید ومن را درآغوش گرفتید امیدوارم عشقی که تمامی کمک راهنمایان کنگره 60 بلاعوض ب همسفران می ورزند به زندگیشان برگردد.
باتشکر از گروه مصاحبه و خانم ملیحه عزیز.
همسفر مریم لژیون نهم یکشنبه 23 شهریور 1399 06:52 ب.ظ
خانم محبوبه عزیز بسیار صحبتهای شما به دلم نشست وافعاً که از دل گفته شده بود انشاالله که از این خدمت کمک راهنمایی راضی باشید و موفق باشید به خانم ملیحه عزیز هم خداقوت بابت نوشتن این مصاحبه تشکر
همسفر شقایق لژیون یکم یکشنبه 23 شهریور 1399 06:03 ب.ظ
خانم محبوبه عزیز همیشه و در هر کجای کنگره که با شما روبرو شدم و یا هم مسیر شدیم از شما بسیار بسیار آموزش گرفتم .صمیمانه پایان چهار سال خدمت صادقانه و انشالا در ادامه آغازی دوباره در ادامه راه را به شما تبریک میگویم و امیران که شیرینی و برکت این خدمت همیشه در زندگیتان جاری باشد .
خدا قوت خدمت خانم مهدیه عزیز و کلیه خدمتگزاران سایت موفق باشید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات